ابزار کاربر

ابزار سایت


عامل
عامل

فاعل ، کننده
فعال ، مشغول


عملی ، کاربردی
کارآ ، مؤثر
ا «حرکت دهنده . فرمان‌دهنده» : —دهنده
ا —گذارنده «اثرگذارنده»
—کننده
—افکن «پرتوافکن»
—آور «هیجا‌ن-‌آور»
—انگیز «هیجان‌انگیز»


متوجه ، روی‌کننده


مأمور
کارگر . صنعتگر . کارکنان


سبب . میانجی . واسطه


++ صنعتگر
سرپرست کارگاه

++ کارکنان
پرسنل ، منابع انسانی ، نیروی انسانی ، همکاران

++ کارگر
شاگرد شوفر ، شاگرد┅ «شاگرد آشپز» ، شب‌کار
شراب‌دار ، عمله ، فعله ، کشیک ، مادون ، متصدی آبدارخانه
مرئوس . نگهبان . وردست

++ مرئوس

پایین رتبه ، پست ، عامل
مأمور ، معاون ، ملازم
منصوب ، نایب ، نوکر

مزدور

اجیر ، پیمانکار امنیتی ، جنگ‌طلب
رشوه‌گیر ، سامورایی ، سبب ، عامل ، عامل اجرا ، گلادیاتور ، لژیونر
مأمور ، نیروی اجرایی
همدست ، واسطه

++ ملازم . پادو ، خدمتکار ، فراش

++ منصوب . اجیر ، عامل ، فرستاده
کارمند ، مختار ، مرئوس ، مزدور
معاون ، نماینده ، وکیل

++ فرستاده . رسول ، سفیر ، کاردار ، کارمند سیاسی ، نماینده


محافظ

انتظامی ، حفظ‌کننده

دربان . نگهبان

عامل.txt · آخرین ویرایش: 2020/05/15 19:55 توسط morvarid